
تو
ساده از عشقت می گویی
و من
سخت به خودکشی فکر میکنم
به روشی هیجان انگیز و تازه
...
..
.

جای پا
عكس میگیرم از جای پایت, به یادگار, هنگام رفتنت

خیانت...
قلبِ غریبه به دست, پشت به من کرده ای... ننگ بر احساس ِ تو

نه...
فقط تماشا میکنم... در انتظار کسی نیستم عاشق!


نفس آخر...
بی صداترینم و نیمه جان... منجی کجاست؟
هدف, افسردگی, خوب, بد, زشت, زیبا, پول, درس, نیکی, مقام, دوستی, دشمنی, عشق, حسادت, رویا و خیال, برنامهریزی و بازم هدف
دور ِ یک دایره میچرخیم
گاهی فکر میکنم که ما فقط خودمون رو درگیر ِ اسم و کلمات کردیم و در اصل چیزِ خاصی وجود نداره... یعنی تو عمق ِ همه نامها و واژهها یه موردِ ثابت که اصل ِ کاریه وجود داره, ولی کلمات اینقدر زیبا هستن که روی اصل رو خیلی راحت میپوشونن
مثل ِ یه میوهی خوشگل خوشرنگ و هستهش که باید کاشته شه! ولی میوه خورده میشه و هسته همیشه انداخته میشه سطل ِ آشغال
چه نفرت انگيزتر است زندگی
هنگامی که احساس هم تکراری می شود
هنوز دندونم خوب نشده! دو تا دیگه مونده!
البته سلام
بارها رفتم و اومدم و سعی کردم بنویسم! ولی دیگه با دیدن هر عکسی هیچ حرفی نداشتم بزنم! یعنی... ته کشیده!
یه جور دیگه دوست دارم بنویسم... همونطوری که حس می طلبه!
جای آدرس عوض کردن هم بهتره همینجا بنویسم...
شاید بعد پست هام به روال عادیش برگشتن! (البته این غیر عادی بود)
نمیدونم!
* بی حوصله تر از همیشه